مشخصات

عنوان: بررسی تجارب نوسازی و بهسازی بافت فرسوده به شیوه مشارکتی و ارائه راهکارها (نمونه: محله های خوب بخت، سیروس، بریانک، هفت چنار، جوادیه، کوی سیزده آبان)

گروه تخصصی:  علوم انسانی

سازمان مجری:  پژوهشگاه علوم انسانی و اجتماعی 

گروه پژوهشی: مدیریت و برنامه ریزی شهری و منطقه ای

پژوهشگران: 
قاسمی ایرج (مسئول طرح)
موسوی سیدیعقوب (ناظر طرح)
جباری حبیب (ناظر طرح)
قاسمی سیانی محمد (همکار طرح)
حیدری حسین (همکار طرح)
نظری علیرضا (همکار طرح)
جعفری سوسن (همکار طرح)
جاویدمقدم - (همکار طرح)
قاسمی - (همکار طرح)
قمصری - (همکار طرح)

تاریخ خاتمه:  اردیبهشت 1394

کارفرما: 

خروجی طرح: 
 
تلفن: 2-664975615? 5-66951593-021

نشانی سازمان مجری: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه، خیابان شهید وحید نظری، پلاک 89
 

چکیده:

موضوع مشارکت در طرح های توسعه و عمران شهری و به ویژه نوسازی و بهسازی بافت های تاریخی و ناکارآمد شهری طی سالهای اخیر و همزمان با چرخش گفتمانی در مباحث نظری و عملی، مورد توجه خاص قرار گرفته است. در سه دهه اخیر به شیوه های مختلف و در مراحل متفاوتی از برنامه ریزی و اجرای پروژه از مشارکت مردم استفاده شده است. این تجربه ها پیامدها و بازخوردهای زیادی داشته و نتایج عملی خود را بروز داده است. این پژوهش تجارب مشارکتی نوسازی و بهسازی در چهار محله تهران و یک دفتر تسهیل گری بررسی و نقاط قوت و ضعف هر یک تحلیل شده است تا راهکارهایی برای افزایش مشارکت ارائه شود. بدین منظور فرض اساسی در این پژوهش بر آن قرار گرفت که در یک تجربه مشارکتی چنانچه ساختارها و کارکردها در تعامل همدیگر باشند و هم افزایی داشته باشند، مشارکتی کارآمدتر پدید خواهد آمد و نوسازی و بهسازی بافت شتاب خواهد گرفت. بنابراین با روش اسنادی و میدانی موضوع مورد کنکاش قرار گرفت. در مطالعات اسنادی، طرح های منظر شهری، طرح های موضعی و موضوعی و سایر قوانین و مدارک مرتبط، موضوع و نحوه مشارکت مورد تحلیل قرار گرفت. در روش میدانی با ابزار پرسشنامه، از شهروندان ساکن در محلات مورد مطالعه نظرسنجی شد. برای تکمیل بحث با گروهی از ساکنان و نیز مدیران و برنامه ریزان طرح های به صورت متمرکز مصاحبه شد.
یافته های پژوهش نشان داد که مشارکت مردم طی سال های گذشته با اهداف و رویکردهای مختلفی مورد توجه قرار گرفته است. در این تجارب در برخی از طرح ها افراد و ساکنان به عنوان کنش گران فعال در اجرای طرح مد نظر بودند و در برخی دیگر با ایجاد نهادها و ساختارهای قانونی و سازمانی مثل دفاتر تسهیل گری یا نهادهای مردمی تلاش داشتند تا حضور مردم در توسعه و نوسازی محله را نهادینه کنند. تحلیل نقاط قوت و ضعف این تجارب در چارچوب مدل نظری مبنای پژوهش نشان می دهد که تعامل ساختارها و عوامل در طرح ها به افزایش مشارکت کمک شایانی نموده است. با کم رنگ شدن یکی از این دو بعد مشارکت به مشارکت ابزاری یا سازمانی و بالا به پائین تغییر ماهیت پیدا می کند. نظرسنجی انجام شده از ساکنین محلان گویای آن است که مولفه های اصلی تاثیرگذار بر موفقیت الگوی مشارکتی با مولفه های مد نظر کارشناسان و جریان تفاوت دارد. به عبارت دیگر مردم سهم نهادهای دولتی بیشتر از خود می دانند و کارشناسان و مدیران اجرایی نقش مردم را هم مهم می دانند. این تفاوت دیدگاه در بی اعتمادی و دولتی دیدن امور در بین مردم ریشه دارد. موضوعی که برای ارتقاء مشارکت مردم باید به آن توجه خاص کرد. نتایج تفکیک در محله های مورد مطالعه نیز موید همان نکته بود. بطوری که در محله سیروس که ساکنان محلات (کنشگران) در کنار نهادها و عوامل اجرایی قرار گرفته و تعامل دوسویه بین آنها برقرار بوده است، مشارکت موفق تر بوده است. اما در محله کوی سیزده آبان که ساختارها تکامل نیافته بودند و ساکنان محله کنشگران عوامل اجرایی و سازمانی را همراه خود ندانسته (جو بی اعتمادی) مشارکت بسیار کم تر از سایر محلات بوده است
.



کلیدواژگان: تجارب مشارکتی، نوسازی، بهسازی، مشارکت، محلات تهران

 
 
Title: Survey of Renovation and Improvement Experiences in Deteriorated Fabric With Participatory Method and Offering Solution (Case study: Khoob Bakht, Cyrus, Beryank, Javadiyeh, Haft Chenar, 13thAbanKoi)

Abstract:

The subject of participation in development plans and urban development and in specific in the renovation and improvement of historical and inefficient urban fabrics has been brought to fore in recent years along with the discursive turn in the theoretical and practical topics. In the last three decades has been utilized public participation in different ways and at different stages of planning and implementation of projects. These pieces of experience provided a lot of feedbacks and consequences and its practical results are shown. In this study the experience of participatory renovation and improvement was investigated in four neighborhoods of Tehran and in a facilitating office (Daftar e Tashilgari) and besides strengths and weaknesses of each of them were analyzed in order to provide solutions for increasing participation. To this end, the main hypothesis of the study was that if in the participatory experience the structures and functions interact properly with each other and has a synergistic partnership; it will lead to a more efficient participation and will accelerate renovation and improvement of the fabric. Therefore, the issue has been investigated using documentary and field methods. In documentary studies, urban landscape design plans, subjective and local plans and other relevant laws and documents as well as the subject and manner of participation were analyzed. To conduct the field studies with questionnaire tool residents in neighborhoods under study were surveyed. To triangulize the data a group of residents, managers and planners of projects were also interviewed.
The results showed that the participation of people with different goals and approaches was taken in to consideration in the recent years. In some of these plans individuals and residents were considered as active participants in undertaking the project and in others through creation of institutions and legal and institutional structures such as facilitating offices or public intuitions it was tried to institutionalize the participation of people in the development and renovation of the neighborhood. Analysis of the strengths and weaknesses of these pieces of experience within the framework of the theoretical model revealed that the interaction between structures and agents in plans significantly contributed to the increase of the participation. With the fading of one of these dimensions, participation changed into instrumental or organizational participation and into the top-down. The results of the survey from residents in neighborhoods suggest that the principal components affecting the success of the cooperative model are different of those regarded by experts. In other words, people consider greater contribution for government institutions and experts and executives regard the important role of people as well. This difference of opinion is rooted in distrust and viewing affairs as governmental among the people. The results of analysis also confirmed this point. Such that in the Cyrus neighborhood in which local residents (activists) stood beside institutional and administrative agents and there was a mutual interaction between them; we can see a more successful participation. While in the 13th AbanKoi neighborhood in which the structures were undeveloped and neighborhood residents didn’t believe in administrative and organizational agents (i.e. there was an atmosphere of distrust), participation was much lower than other neighborhoods.



Keyword(s): Participatory experience, renovation, improvement, participation, Tehran’s neighborhoods